روزانه های تو
عزیزدلم سلام
ببخش که دارم با یه تاخیر طولانی واست می نویسم. تا چهل روزگیت پیش مامان جون اینا بودیم و به نت دسترسی نداشتم. واسه واکسن دو ماهگیت هم رفتیم اونجا که اگه تب کردی مامان جون که تجربه اش بیشتره بمون کمک کنه و یکم هم درگیر مقاله ام بودم واسه همین الان اومدم اپدیت کنم وبلاگتو.
اما هیچ تو فکر نباش. تمام رویدادهای بزرگ و تو دفتر ثبت کردم که بعد بیام اینجا هم واست بنویسم.
اولین حمام (دو روزگیت) 93/6/10
افتادن نافت (چهارروزگیت) 93/6/12
اولین باری که پی پی تو شستم 93/6/13
ختنه شدی (بیست و پنج روزگی) 93/7/2
اولین باری که ناخن تو گرفتم 93/7/3
من و شناختی 93/7/29
اولین باری که خودت غلت زدی 93/9/2
عزیزدلم روز به روز شیرین تر میشی... بعضی وقتها که نگاهت میکنم هنوز باورم نمیشه که چنین فرشته ای رو خدا بهمون داده و هزاران بار به خاطر وجود تو خدا رو شکر میکنم.
خدایا صدهزار مرتبه شکرت...
حالا از کارهایی بگم که انجام میدی:
کلی صداهای قشنگ از خودت در میاری. جدیدا حرف زدنت با جیغ هم همراه شده. وقتی ذوق میکنی یه صدای باحالی میکنی که نمیتونم توصیفش کنم. وقتی میام پیشت و باهات حرف میزنم، میخندی و تندتند دست و پاهاتو تکون میدی. بیشتر دوست داری تو حالت نشسته و ایستاده باشی تا خوابیده. ماشالله ماشالله خیلی کنجکاوی و با چشمات همه چیزو دنبال میکنی. هرکی باهات حرف بزنه تو هم جوابشو میدی. پسر خنده رویی هستی و با خنده هات دل بابا و مامان و میبری. جدیدا فهمیدم عاشق تلویزیونی ولی چون فعلا واست ضرر داره مامانی اجازه نمیده زیاد تماشا کنی و در حد چند دقیقه اس. آهنگ لالایی مهتاب اومده بالا رو خیلی دوست داری، تقریبا از شش هفتگی بهش ری اکت نشون دادی و خیلی با این لالایی آروم میشی.
آویز بالای تخت تو خیلی دوست داری و وقتی واست روشنش میکنم کلی باهاش ذوق میکنی، اینم سندش:

به بالون نمدی های تو اتاقت هم خیلی علاقه داری. خیلی خوشحالم که اینارو واست سفارش دادم الان اینقدر دوستشون داری:

یه عروسک پولیشی هم تازه واست گرفتم که اونم خیلی دوست داری:

خیلی دوست داریم


خدایا شکرت...


روزانه های تو 

